فرخی
ترور شخصیت
روش پلمیک
جناح چپ
سرمایه
با
تسلط جهانی
سرمایه وشدتیابی
تضادهای
طبقاتی، تمام
جنبشهای غیر
کارگری
ناگزير به
توسل به تنها
طبقۂ انقلابی
عصر، يعنی
طبقه کارگر
شدند.
نمایندگان
سیاسی و
ایدئولوژیک این
جریانات نیز
با همسويی
نظری سياسی با
مارکسیسم برای
تهیکردن آن
از مضمون
انقلابیاش،
جهت سازگار
کردن جنبش
سوسياليستی
با منافع
قشرهای غیر
کارگری،
انجام وظیفه
کرده اند.
به
رغم تاريخ پر
فراز و نشيب
جدال
مارکسيسمهای
بورژوايی
عليه
مارکسيسم
انقلابی، که
گاه نيزبه عقب
نشینی
سوسیالیسم
علمی منتهی
شده، کمونيسم انقلابی
به حکم
شرایط
اجتماعی و
تاريخی خويش،
همواره قادر
به تجديد حيات
و ابراز وجود
مجدد گشته است.
همیشه
اینگونه بوده
و مادام که
سرمایه حاکم
است، چنین
خواهد بود. در
دورانهای عقب
نشینی و رکود مبارزه
طبقاتی، حرکتهای
غیر پرولتری
سعی در
تئوریزه کردن
اهداف خود، از
طريق باصطلاح
پلمیک سیاسی و
سرانجام تحريف
مبانی نظری
کمونیسم
انقلابی
ميکنند. اینان
ميکوشند تا
بدين طريق
جنبشهای
سياسی و
کارگری را
بسمت منافع
خود سوق دهند.
اما همینکه
ورق برگشت و
مارکسیسم
انقلابی قادر
به جمع و جور
کردن خود شد،
همينکه
مبارزه نظری و
سياسی با
تحريفات آغاز
شد، درست در
چنين شرايطی،
نيروهای این
طیف آغاز
بکارگیری
شیوههای
منطبق با ماهيتشان
میکنند. اینان
خود را بدین
وسیله افشاء
کرده و تضاد
خود با
جنبش واقعی
کمونیستی را
عیان میکنند.
متد
اینان نيز
روشن است. تا
آنجا که ممکن
باشد،
انتقادات
تئوریک جنبش پرولتری
را با خاموشی
جواب داده و
مانند کبک، سر
در خفا ميکنند
تا دنیای
واقعی را
نبینند. اما
آنجا که این
انتقادات
اساسی تر و
کوبنده تر گشت،
متناسب با
ماهيت خويش
واکنش نشان
ميدهند. در اختلافات
سياسی تا سرحد
کشمکشهای
ناپسند شخصی
پيش رفته و
حتی از حذف
يکديگر نيز
فروگذار
نيستند. در
اثر ناتوانی
در پلمیک
سیاسی نظری،
متوسل به
روشهای
برخواسته از
طبیعت بورژوائی
خود، میشوند.
اينچنين است
که ترور
شخصیت مبدل به
روش پلمیک
آنها میگردد.
در اینجاست که
آنها اوج
ابتذال خود را
نشان داده و
تمام رنگ و
لعاب از چهرهٔ
بزک کردهشان
میریزد، خود
را مانند خود
مینمایانند.
خوانندهٔ
این سطور
نيازی به
جستجو، برای
مشاهدهٔ
نمونه، ندارد.
نگاهی گذرا به
انشعابات
جریانات
مختلف در
سالیان گذشته
و چگونگی برخوردشان
با همدیگر، با
منشعبین،
دعواهای شخصی
و غیره همه
گواه این قبیل
برخوردهاست.
اما
هدف از این
نوشته مسلماً
اشاره به
دعواهای
مابین اینها
که هیچگونه
ارتباطی با
جنبش
کمونیستی
ندارند نیست. بلکه
هدف فاصله
گرفتن و به
نوبهٔ خود
محکوم کردن
بکارگیری این
روشها در جایی
است که جرقه
ای از پیشروی
جريان
کمونيستی و
گامی بسوی
مارکسیسم
راستین دیده
میشود.
واکنش
«سيمای
سوسياليسم» در
رابطه به حرکت
«پيکارگر
کمونیست» تنها
يک نمونه کوچک
از اين سنت
کهنه شده چپ
سرمايه است.
اطلاعيههای
«سيمای
سوسياليسم» و
«پيکارگر
کمونيست» را مرور
کنيد. آيا ميتوان
به شيوه
«سيمای
سوسياليسم»
نامی جز
ترور شخصیت
نهاد؟
٣٠ژانویه ٢٠٠٦
محمد
کشاورز
اقدام
«ضد اطلاعاتی»
«سيمای
سوسياليسم» علیه
انترناسيوناليستها
سايت
پيکارگر کمونیست
مدتی پيش، طی
اطلاعيهای
پايان کار خود
را اعلام کرد.
به فاصله
کوتاهی،
نوشتاری از
فعال اين سايت
در نقد زمينههای
تاريخی مواضع
سايت «پيکارگر
کمونيست»
انتشار يافت که
در انطباق با
موضع
انترناسيوناليستی
در قبال چپ
ايران است.
محفل مورد نقد
اين مقاله،
يعنی «سيمای
سوسياليسم»
ناتوان از
رويارويی نظری
با مواضع
انترناسيوناليستی
نوشتار مزبور
اقدام به
انتشار يک
اطلاعيه در باره
«هويت سياسی»
نويسنده
مقاله ميکند.
وجه معينی از
اين اقدام
ناپسند،
اشاعه فرهنگ
آلوده چپ ايران
به فضای
پيرامون
جريان کمونیستی
است. افشای
ماهيت چنين
اقداماتی،
ميتواند
درخدمت
پاکيزگی حرکت
کارگران
کمونيست باشد.
نگارنده
اين سطور،
سالها پيش در
نوشتاری تحت
عنوان «نقدی
بر مواضع و
ترمينولوژی
کمونيست
امروز»
مبانی فکری مواضع
مغشوش محفل
«سيمای
سوسياليسم» را
در سنن
استالينی و
نگرش «سوسيالیسم
در يک کشور»
يافته بود.
اگر نوشتار
«نقدی بر
مواضع و
ترمينولوژی
کمونيست
امروز» جلوهای
از تقابل فکری
سنت
انترناسيوناليستی
با آخرین جرقههای
استالينسم
بود، نوشتار
حاضر توضيحی
است در تاييد
نظرات پيشين
ما توسط
محک تجربه. تجربهای
که گواه
سيطره
فرهنگ سختجان
استالينی
درصف آخرين
بازماندگان
سربازان شکست
خورده اين
سنت، در جنبش
اصلاح طلبی
است.
موضوع
اصلی نوشتار
«پيرامون
پايان کار
محفل پيکارگر
کمونیست»، نه
چپ ايران بطور
کلی، بلکه
انشعابات
سازمان پيکار
و سير تکامل
شاخه معينی از
اين انشعابات
تحت عنوان
«نبرد» و
سرانجام، بقايای
کنونی آن،يعنی
«کمونیست
امروز» میباشد.
جمعبندی
فعال سايت
«پيکارگر کمونیست»
از زمينههای
تاريخی مواضع
خود، نمونه
بارزی از
پيشروی جریان
کمونيستی در
جبهه نظری
سياسی است.
اين نوشتار با
زبانی ساده،
تراژدی چپ
ايران را در
برابر ديدگان
خواننده خود
قرار میدهد.
تراژدی يک
راهپيمايی
طولانی و درجا
زدن، در دايره
باطل باورهای
کمونيسم
بورژوايی. مقاله
«پيرامون
پايان کار
محفل پيکارگر
کمونیست»
پايان غمانگيز
اين تلاش و
علل شکست آنرا
بزبانی ساده
برملا کرده و
بر صحت مواضع
انترناسيوناليستی
پای ميفشارد.
نقطه ضعف
نوشتار ياد
شده، تاکيد بر
تجربی بودن
اين جمعبندی
است. اين
مسئله موجب
ميگردد تا نقش
نويسنده منتقد
در سير حرکت
گروههای مورد
نظرش، يک نقش
کليدی بنظر آید.
همين امر خشم
يکی از عناصر
«اوليه» يکی از
محافل مورد
نقد آن
نوشتار، يعنی
محفل «سيمای
سوسياليسم« را
برانگيخته و
بدين سان
اطلاعيههايی
توسط فعال
«پيکارگر
کمونيست» و
نويسنده «سيمای
سوسياليسم» در
برخی سايتهای
فارسی زبان
منتشر ميشود .
«سيمای
سوسياليسم» در
واکنش به
انتشار مقاله
«پيرامون پايان
کار محفل
پيکارگر
کمونيست»
اطلاعيهای
منتشر ميکند.
اين اطلاعيه
شامل ده بند
توضيحی در
باره هويت و
سابقه سياسی
نويسنده
نوشتار
«پيرامون
پايان کار
محفل پيکارگر
کمونيست» میباشد.
«سيمای سوسيالیسم»
در بند اول
اطلاعيه خود
تاکيد میکند
که هدف آن نه
بحث حول مواضع
سياسی نوشتار
مورد نظرش،
بلکه بيان
نکاتی در باره
هويت نويسنده
آن است. سپس
نيز اين اطلاعيه
تماس و فعاليت
منتقد سيمای
سوسياليسم را در
گروههايی
چون پيکار،
نبرد و
سرانجام «سيمای
سوسياليسم»
تکذيب میکند.
آنگاه،
با صراحت
گفته ميشود که
نويسنده
مقاله، نه
فقط جزو
همکاران «سيمای
سوسيالیسم»،
بلکه طی همان
ارتباط کوتاهی
هم که با سيمای
سوسيالیسم
داشته، هيچ
ابراز نظر
سياسی نکرده و
سپس نيز
«بدلايل شخصی»
منزوی میشود.
اطلاعيه «سيمای
سوسيالیسم»
ميکوشد تا
بدينوسيله
حول هويت سياسی
فرد نظر خود،
شک و ابهام
بيافريند.
پاسخ
فعال سايت «پیکارگر
کمونیست» به
«سيمای سوسيالیسم»
هر ناظری را
شگفتزده
ميکند. نوشتار
«سيمای سوسيالیسم
یا سيمای
سرمايهداری»،
بعد غير انسانی
سياست جامعه
بورژوا را
عريان کرده و
در برابر
ديدگان حيرت
زده خواننده میگذارد.
تنها چند
استدلال اين
پاسخ، جای هيچ
ترديدی نميگذارد
که نويسنده
«سيمای سوسيالیسم»
از سر استيصال
و خشم، تصميم
به مجازات همکار
سابق خود
گرفته است.
«سيمای
سوسياليسم يا
سيمای سرمايه
داری» براستی
نيز نيمرخ
ناپيدای چهره
کريه سياست در
جامعه بورژوا
را نمايان کرده
و نشان ميدهد
که سيمای
سوسياليسم با
هدف خنثی کردن
اثرات مقاله،
متوسل به
دروغپردازی
در باره هويت
سياسی
نويسنده آن
شده است. این
نوشتار،
همچنين نشان
ميدهد که بخشی
از خشم
نويسنده «سيمای
سوسياليسم»
ناشی از این
است که يک
«هوادار» يا
عضو معمولی
جمع، پای خود
را در کفش
«رهبر» یا اعضو
«اوليه» کرده
است. «رهبر» نيز،
سلاح نفوذ
سياسی را از
غلاف اتوريته
بيرون کشيده و
با کمال بيرحمی
بر شقيقه زندگی
سياسی
«هوادار» شليک
ميکند.
وقوع
چنين رخدادی،يعنی
صدور اطلاعيه
سيمای سوسيالیسم
عليه هويت
سياسی همکار
ديروز و منتقد
امروز خود،
عين دفاع اين
محفل از مواضع
خود است.
به رغم
تاکيد بر
«اطلاع رسانی صرف نظر
از مواضع سياسی»،
اطلاعیه «سيمای
سوسيالیسم»
آشکارترين
دفاع از سنن
استالينی
محسبوب ميشود.
نوشتار «سيمای
سوسيالیسم یا
سيمای سرمايهداری»
حق دارد.
نويسنده
اطلاعيه «سيمای
سوسيالیسم»
بطور
مذبوحانهای
کوشيده تا از
فراز پلاتفرمهای
سياسی عبور
کرده و هويت
منتقد خود را
هدف قرار دهد.
اما اين همه
واقعيت نيست.
اين اطلاعيه،
برخلاف ادعای
خود، بر مواضع
نوشتار مورد
نظرش چشم
نبسته است. به
وارونه،
ميکوشد تا با
فرار از صحنه
جدال نظری و
پنهان کردن
چهره سياسی
خود در تاريکی،
جریان
انترناسيونالیستی
را نيز مورد
هدف قرار دهد.
وگرنه،
چرا مطالب
«پيکارگر
کمونيست» حتی
همين امروز در
سایت سیمای
سوسیالیسم
قرار دارد؟
چرا سيمای
سوسيالیسم با
سايت «پیکارگر
کمونیست»
همکاری کرده و
از اين طريق،
توضيح اين
سايت در باره
هويتاش را تا
کنون مورد
تاييد قرار
داده است؟
چرا درست زمانی
که سايت
«پيکارگر کمونیست»
در دفاع از
مواضع
انترناسيونالیستی،
اطلاعيه
خاتمه فعاليت
خود را منتشر
ميکند، سيمای
سوسيالیسم،
تصميم به
اطلاع رسانی
در باره سابقه
سياسی فعال
سايت «پيکارگر
کمونيست»
ميگيرد؟
اطلاعيه
«سيمای
سوسياليسم» به
خوانندگان
خود، و بيش از
همه به
«تشکيلات
کارگران
انترناسيوناليست»
ميگويد که:
کليه نکاتی که
فعال سايت
«پيکارگر کمونیست»
طی مباحثات
خود در باره
خويش نوشته،
غير واقعی و
جعلی هستند. ممکن
است تا خوانند
آن اطلاعيه،
در نگاه اول
چنين برداشت
کند که « سيمای
سوسياليسم» کوشيده
تا با «هشدار»
در باره هويت
و سوابق سياسی
فرد معينی،
«تشکيلات
کارگران
انترناسيوناليست»
را از عواقب
خطرناک
پيوستن اين
«فرد مشکوک»
بدان آگاه
سازد؟
چنين تصويری،
اما محصول بیپرنسيپی
«سيمای
سوسياليسم» و
ادعای
دروغين، «صرف
نظر کردن از
مواضع» سياسی
نوشتار مورد
نظرش است. روشن
است که تايید
يا رد سوابق
سياسی کسانی
که چپ سرمايه
را طرد
ميکنند،
توسط
گروههای
مدافع اين
سنت، هيچ
اعتباری در
نزد «تشکيلات
کارگران
انترناسيوناليست»
ندارد.
صرف نظر
کردن از مواضع
سياسی و گرفتن
ژست «اطلاع
رسانی» يک
شگرد کهنه در
سيستم سياسی
جامعه بورژوا
است. نويسنده
اطلاعیه «سيمای
سوسيالیسم» که
خود زمانی یکی
از مبارزان ضد
استبدادی
بود، نيک
ميداند که
چگونه ساواک
آريامهری و
ساوامای
اسلامی، اين
شگرد را در
مقابل
مخالفين خود
بکار میگرفت. وی حتما
بياد مياورد
که چگونه
کارشناسان
دستگاه امنیتی
آريامهری،
مخالفان دستگاه
استبداد را،
افرادی بیمار
و ماليخولیايی
که بخاطر
مسائل روحی
«خرابکار» شدهاند،
معرفی
ميکردند.
بيمارانی که
قرار بود تا
در شکنجهگاههای
اوين تحت
درمان قرار
گرفته و یا در
دانشگاههای
لاجوردی
«گفتار درمانی»
شوند.
نام اين
شيوه مقابله
با مخالفان
سياسی، بکارگيری
«تاکتيک
ضداطلاعاتی»
است. اقدام «ضد
اطلاعاتی»
شيوهای است
که سازمانهای
امنیتی جامعه
بورژوا، از
طريق شيوع
«اطلاعات» غير
واقعی برای
مقاصد سياسی
آتی، بطور
سيستماتيک
بکار ميگيرند.
در بعدی
وسيعتر،
اسنادی که
انگليس و
آمريکا در
باره امکانات
جنگی «صدام»
تهيه کرده
بودند، يک
شيوه «ضد
اطلاعاتی » در
پيشبرد اهداف
جنگی بود.
انتشار
اطلاعيه توسط
«سيمای سوسيالیسم»
يک شيوه ضد
اطلاعاتی،
برای خرابکاری
در حرکت
کارگران کمونیست
است. اين
اقدام را بايد
بدعتگذاری
بکارگيری
شيوه
«ضداطلاعتی»
در مقابله با
رشد جريان
انترناسيونالیستی
تلقی کرد؟
اطلاعيه
«سيمای
سوسياليسم» در
باره هويت و
سوابق کسی که
اعلام پيوستن
به
انترناسيونالیستها
کرده، ادامه
مبارزه ضد
استبدادی اين
جريان نیست. دوران
مبارزه ضد
استبدادی و
درخشش
قهرمانان اين
مبارزه، ديری
است که به
پايان رسيده.
حال، با عروج
جريان کمونیستی،
زمان بکارگيری
تجارب دوران
ضد استبدادی
«چپها» علیه
طبقه کارگر و
جنبش سياسی آن
فرا رسيده
است. اينچنين
است که اینان،
در يک جبهه،
پابه پای
فرستادگان
حجاریانها
به خارج از
کشور، برای
ايجاد
سنديکاها و
تشکلهای
قانونی سينه
چاک ميکنند،
ودر جبهه
ديگر، علیه
کارگران
انترناسيونالیست
و پيشروی آنان
پاپوش میدوزند
و خرابکاری
ميکنند. اين
يک رسوايی
سياسی است.
لکه ننگی است
بر پيشانی
جناح چپ
اپوزيسيون
بورژايی
ايران.
18
ژانويه 2006
مجید فرجام
در
پاسخ به
اطلاعيه «سيمای
سوسیاليسم» در
باره مجيد
فرجام
منبع:
سايت ديدگاه
سيمای
سوسياليسم يا
سيمای سرمايهداری؟
در
پی درج مقاله
اينجانب پیرامون
پایان کار سایت
«پیکارگر کمونیست»،
اطلاعیهای
توسط نشريه
«سيمای
سوسياليسم» در
باره هويت
سياسی و سابقه
من منتشر شده
است. در اين
اطلاعيه که در
ده بنده آمده،
تاکيد شده که
من ربطی يا
آشنايی با
«بخش منشعب»،
«سازمان
پيکار»، «گروه
نبرد» و سپس
«کمونيست
امروز» نداشتهام.
بعد هم گفته
شده که گويا
من مدتی
هوادار «فدايی»،
بعد هم هوادار
«حزب کمونيست
کارگری» و بعد
هم هوادار
پروپا قرص
«سيمای
سوسياليسم»
بودهام. سيمای
سوسياليسم،
طوری از من و
هويت من حرف
زده که گويا
مجيد فرجام
فردی است که
اصلا با سياست
آشنا نبوده يک
سری اطلاعات
را از نشريات
جمع کرده و
بعد هم حرفهايی
زده که حتی
قابل بحث هم
نيستند. برای
همين نيز
«سيمای
سوسياليسم»
تصميم گرفته
تا در باره
هويت سياسی و
سوابق من
اطلاعيه صادر
کند. در پاسخ به
اين اطلاعيه،
چند نکته را
بيان ميکنم:
1- سيمای
سوسياليسم يک
نشريه تئوريک
است. يا حداقل
ادعايی
تئوريک بودن
دارد. اما در
پاسخ به یک
نقد در باره
نظرات و
سياستش، نه به
نظرات من،
بلکه عليه خود
من و هويت من
اطلاعيه صادر
کرده است.
جالب است که
اين نشريه که
به کرشمهبازی
زبانی و لفاظی
بيمارگونه هم
شهرت يافته،
امروز در
ادامه کشفيات
تئوريکش، کشف
کرده که، من
هيچ ربطی به
گرههايی که در
اختناق
آريامهری
سيانور در
دهان، فعالیت
ميکردند
نداشتم. سئوال
اين است که
چرا يک نشريه
تئوريک، به جای
دفاع از مواضع
خودش، در باره
اينکه مجيد
فرجام اصلا حتی
هوادار
سازمانهای
مورد نقد هم
نبوده
«اطلاعيه»
صادر ميکند.
براستی هم
بايد برای
نشريه تئوريکی
که در دفاع از
مواضع نظریاش
دست به حذف و
حتی مجهوالهويه،
ناميدن،
همکار سابق
خود ميزند،
بايد حق داد.
بايد حق داد
که شما حتما
از افراد موثر
همان گروههای
چريکی بودهايد
و تمام
افتخارات و
سوابقاش
ارزانیتان
باد. اما دکان
تئوریهايتان
را لطف کنيد
با همين
اطلاعيه،
ببندید. حال،
حقايقی که میخواهم
خيلی خلاصه
دراينجا طرح
کنم.
2- سيمای
سوسياليسم
نشريه تئوریک
کمونيست
امروز است. من
نميخواهم با
کسی که بنام
نشريه
تئوريک، در
قبال نظراتم،
يا درستتر
بگويم، در
قبال نظرات
کمونيستهای
انترناسيوناليست
که من از آن
دفاع کردهام،
دست به ترور
شخصيتی زده
بزبان خودش
سخن بگويم.
حرف سيمای
سوسياليسم
اين است که
مجيد فرجام
نقشی در
سازمانهای
مورد نظر،
سيمای سوسيالیسم
نداشته و
کوشيده تا با
خط کشيدن زير
عبارات ،
افراد اوليه،
نشان بدهد که
من «هوادار»
بودهام. برای
من بحث کردن
روی موقعيت
تشکيلاتی يا
ميزان اوليه
وثانویه بودن
در فلان گروه
نيمه مذهبی،
در اين زمانه،
مایه شرم است.
من اعتراف
ميکنم که
«هوادار» بودهام.
و امروز
اعتراف ميکنم
که حتی به
همان هوادری
خود هم انتقاد
کردهام. تمام
افتخارات
تاريخی و رهبری،
گروههای مورد
نظر سيمای
سوسياليسم،
ارزانی، آقای
ناصر پايدار
باشد که در پس
نشريه تئوريک
قائم شده، و
از مسئوليت
خودش سوء
استفاده کرده
و عليه من،
افشاگری هويتی
راه میاندازد.
همين اقدام
آقای ناصر
پايدار، برای
جدی گرفتن
«تئوریهای»
سيمای سوسیالیسماش
کافی است. امای
آقای پايدار،
اين رسمش
نيست. این
سيمای سوسيالیسم
نیست، سيمای
مافيا است.
فقط در مافیا
کسی همراه
خودش را برای منافع،
شخصی حذف
ميکند. باشد،
شما رهبر بودی
و ما هوادار.
اما اين بدين
معنا نيست که
شما
ميتوانيد،
هروقت که از
نظر من خوشتان
نيامد، اسلحه
را بيرون
کشيده و مرا
سر به نيست
کنيد. خوب من
نظرم را گفتهام.
ولی شما به جای
بحث، با نام
با مسمای
«سيمای سوسیالیسم»
که قرار است
نشريه نظری
باشد،
اطلاعيهای
در 11 بند صادر
کردهای که مرا
آدمی مشکوک و
مجهول و
تقريبا
خطرناک معرفی
ميکند. سئوال
من اين است که
حالا اگر کسی
از نظر و سنت
ديگری دفاع
کرد بايد
مجازات شود؟
من با تو قبلا
شفاهی حول
نظرات
انترناسيوناليستها
بحث کردم و
ديدم که رنگ
و رويت عوض
ميشود و به
لکنت زبان میافتی.
خوب، خودت ميدانی
که من ميدانم،
شما اهل حرف
زدن در آن
ميدان نيستيد.
اما من
نميدانستم از
سر درماندگی،
اینطور علیه
من،
چاقو تيز
ميکنيد؟
انصاف هم چيز
خوبی است.
3- آقای
ناصر پايدار! در تماس
تلفنیات
برايم توضيح
ميدهی که متن
مقاله من، تو
را حسابی عصبی
کرده بود و آن
کمترين جوابی
بود که
ميتوانستی به
من بدهی.
آنوقت در
اطلاعيه
نشريه تئوریک
خودت از من
فردی مجهول که
جعل هويت کرده
میسازی. لابد
اين هم جزو
متد تئورهايت
است. اما فکرش
بکن، نام من،
يعنی مجيد
فرجام، پای
تاييديههايی
که برای تعدای
پناهندگان
فرستاده شده
ثبت شده است.
تاييديههای
«کمونیست
امروز» را
ميگويم. نام
من در بيانيه
تاسيس «بنیاد
کار»، که از
طرف کمونيست
امروز در آنجا
شرکت کرده و
در دفاع از
مواضع «پوشالی»
کمونيست
امروز سخنرانی
کردم، ثبت
است. اطلاعيه
مطبوعاتی بنیاد
کار که در سال 2000
منتشر شده، را
نگاه کن تا یادت
بيايد. در
کنفرانس دوم
هم که بدون
شما و به تنهایی
به بعنوان
نماينده محفل
مشترکمان، در
آن جلسه شرکت
کردم.
حالا که عليه
بندو بست تو با
امثال حکيمی و
بی ربطی فعالیتها
و نظراتتان به
کمونيسم بحث
کردهام، از
کوره در رفته
و همه چيز را
انکار ميکنيد.
آيا من نبودم
که به اعلاميه
نوشتن شما
بنام ديگرانی
که وجود خارجی
ندارند
اعتراض
ميکردم؟ خوب
من همراه شما
بودم و در
يکدوره به نقد
روش کار سياسی
و نظراتتان
رسيدم و با
تکيه به مواضع
انترناسيونالیستی
نقد نوشتم.
شما بايد
آنقدر عصبی
بشويد که این
همه اسناد از
فعاليت من بجای
مانده را از یاد
ببرید و مشتی
دروغ را
بعنوان
اطلاعات در
باره هويت من
بنويسيد؟
خوب عضويت مرا
در جمع اوليه
سيمای سوسیاليسم،
تکذیب کردی.
در جمع
«ثانويه» چه؟
در جمع
«هواداران»
چه؟ خلاصه
جواب
انتقادات نظری
مرا، چه ميدهی.
آیا چونکه من
«اوليه»
نبودم، پس
نظرات من موضوعيت
و اعتبار
ندارد. اين که
«سيمای
سوسياليسم» نیست.
این سیمای
سرمایهداری
است. خوب،
«تشکيلات
کارگران
انترناسیوناليست»،
در نقد خود،
بر نوشتههای
شما، عاقبت غمانگيز
شما، و بايد
امروز اعتراف
کنم، عاقبت من
راهم، پيش بینی
کرده بود. مثل
بقيه گروههايی
که بیجهت خودشان
را کمونيست
ميخواندند.
امروز من گفتهام
که آن مواضع
انقلاب است. آیا
بايد مجازات
شوم؟ نظرات من
چه ربطی به
موقعيت
تشکيلاتی من
در سی سال پيش
دارد؟ اصلا من
خيلی هم بیهويت
هستم. تو، آقای
ناصر پايدار،
که اينقدر عطش
هويت داري،
لطف ميکردی،
جواب
انتقادات را ميدادی.
حالا اینکار
را نکردی. خوب
چرا برای من
تاریخ ميسازی.
نشريه
«تئوريک» «سيمای
سوسياليسم»،
کشف کرده که
بيستوپنج
سال پیش مجيد
فرجام هوادار
فدايی بوده و
نه هوادار پیکار.
واقعا باید به
حال کسانی که
تئوریهای
چنين نشريهای
را جدی
ميگيرند،تاسف
خورد.
4- من
مجيد فرجام
هستم!
تو گفتهای
که اصلا مرا
نمیشناسی. آیا
تو واقعا «فردی
بنام مجيد
فرجام را نمیشناسی؟
البته نشريه سیمای
سوسيالیسم،
چنين گفته. حتی
گفته شده که
اصلا هيچ
سازمانی مرا
نمیشناسد.
شناخت مرا هم
از سازمانها زیر
سئوال بردهای.
نوشتهای که
از نشريات
اطلاعات جمع
کردهام. همه
حرفهای «تئوریک»
شما درست. اما
چرا مقالههای
کسی را که نمیشناسی
و مطالب سایت
کسی را که نمیشناسی،
یعنی سايت «پیکارگر
کمونيست» را
در سايت «سيمای
سوسیالیسم»
کذايی خودت جای
دادهای و
امروز هم وجود
دارند؟ چرا،
سايت «پيکارگر
کمونيست» را
که از سابقه
خود دوصفحه در
اولين صفحهاش
نوشته بود، را
تکذيب نکردی؟
جالب اين است
که اين
«تشکيلات
کارگران
انترناسيوناليست»
بود که هم به
جنبه اطلاعاتی
سايت من که
دقيق نبود،
يعنی محافل
سوسياليستی
دوره بحران
را، گرايش
سوسيالیستی،
ناميده بودم و
هم به نفس وجود
چنين سايتی ...،
انتقاد کرد.
شما اما آنرا
تاييد کردی و
همين امروز،
مطالب من، با
امضای «پیکارگر
کمونيست»، در
سایت «سیمای
سوسیالیسم»
موجود است.
چرا شما روی
سوابق خودت و
سازمانهای
ديگر معامله
ميکنيد؟ چرا
آنجا که
انتقاد ميشود،
همه زندگی
سياسی را
اينطور با عجله
به قمار
ميزنيد. چرا
دوسال در
مقابل سايت «پیکارگر
کمونيست»،
همکاری و سکوت
داشتيد، اما
موقع انتشار
اطلاعيه خاتمه
فعاليت آن، یاد
افشاگری هويت
فعال اصلی
سايت میافتيد.
من نميدانستم
که شما چنين
وحشتی از جنبش
چپ کمونيستی و
چنين دل پری
از «تشکيلات
کارگران انترناسيونالیست»
دارید که
نزديکی دوست و
همکار سابقتان،
به اين جريان
را با چنین
دشمنی و کينهای
پاسخ ميدهید.
اين رفتار غير
سیاسی و
ناپسند شما،
باور مرا نسبت
به نظرات و
صحت مواضعی که
از آن دفاع میکنم،
بيشتر کرد.
5- اين رسم انصاف و انسانیت نيست. آقای پايدار، من با آن مشقت، برای کمک به شما برای خروج از کشور، زير بار قرض رفتم. آیا این من نبودم که تمامی جزوات مربوط به دوره فعالیت داخل کشور را دستنویسی کردم و برای شما به خارج کشور فرستادم. مدتی از عمر و زندگیام را، خوب يا بد، با ه