توضيح
مترجم
متن
حاضر، ترجمهای
از تزهای
بورديگا که از
يکی از نشريات
جريان
کمونيست بينالمللی
به فارسی
برگردانده
شده است. با
توجه به ترجمه
اخير تزهای
کنگره
انترناسيونال
در باره
پارلمانتاريسم،
برگردان
تزهای آمادئو بورديگا
بصورتی که در
درون چپ
ايتاليا طرح
گرديد را خالی
از فايده
نيافتم. توضيح
اين نکته نيز
ضروری است که،
اقدام به به
ترجمه اين متن
به پيشنهاد
تشکيلات
کارگران
انترناسيونالیست
و توسط
اينجانب صورت
گرفته و در
جريان کمونيست
بينالملل
همکاری يا
مسئوليتی در
اين رابطه
نداشته است.
سام
ميکائيليان –
تابستان 2004
تزهایی
درباره
پارلمانتاریسم
(فراکسيون
کمونیستی
تحریم
گرايان، فراکسیونی
که از رای
دادن خودداری
ورزید، در حزب
سوسیالیست
ایتالیا)
ما در
اینجا تزهایی
درباره
پارلمانتاریسم
را انتشار
میدهیم که توسط
بوردیگا
درکنگره دوم
انترناسیونال
کمونیستی در
سال ۱۹۲۰
معرفی گردید.
درپشت این تزها
فراکسیون
تحریم کننده
درحزب
سوسیالیست ایتالیا
قراردارد.
مسئله
بااهمیت
دراین رابطه
موضع گیری
روشن این تزها
درمقابل «
پارلمانتاریسم
انقلابی»
انترناسیونال
کمونیستی است
و متد مارکسیستی که در آن
بکا رفته است.
این تزها
امروز نیز
همچنان
معتبرند. با
این وجود دو
چیز را در این
تزها
میخواهیم
مورد انتقاد
قراردهیم.
بخشا ایده
دولت کارگری
را که ما
معتقدیم
اشتباه است.
براین اساس
که
میان پرولتاریا
به عنوان طبقه
انقلابی که
هدف اش انحلال
کلیه طبقات
است و دولت که
کارکرد
کنسرواتیو
حفظ وضع موجود
را داراست ،
یا به عبارت
دیگری حفظ روابط
طبقاتی موجود
را، تضاد وجود
دارد. این مسئله
درباره دولت
دوره
گذارنیزصدق
میکند که ناگزیرا
برویرانیهای
جامعه کهن بنا
خواهد شد،
دولتی که
نباید با
دیکتاتوری
پرولتاریا درهم
آمیخته شود.
این یکی از
تجربیات
انقلاب روسیه
است ( نگاه
کنید به جزوه
ما « دوره
گذاراز
سرمایه داری
به سوسیالیسم.
محو دولت در
تئوری
مارکسیستی » ).
ناروشنی
دوم در تزها
مربوط به بند
۶ است که در پایان
آن، از امکان انقلابات
بورژوایی،
امکان تبدیل
آنها به انقلاب
کارگری و
اینکه درچنین
شرایطی
میتوان با
بکاربردن
پارلمان به
این امریاری
رساند، سخن
میگوید. این
ناروشنی ها
باید با آن
دوره ، اینکه
عصر جدید جنگ
و انقلاب تازه
بود و کلیه نتیجه
گیریها
درباره
تغییرات
درملزومات مبارزه
طبقه کارگر
هنوز بدست
داده نشده بود
( اینجا چپ
آلمان با روزا
لوگزامبورگ
درباره مسئله ملی
دقیق تربود)، اینکه
تجربیات بلاواسطة
انقلاب روسیه
و ناروشنی
هایی که دراین
زمان درباره
«انقلاب
مداوم» وجود
داشت، و اینکه
انقلاب فوریه
میخواست
انقلاب
بورژوایی را نمایندگی
کند و انقلاب
اکتبر انقلاب
سوسیالیستی را،
توضیح داده
شود.
اما
این انتقاداد
به هیچ وجه از
اهمیت این تزها
نمی کاهد. این
تزها یکی از
روشنترین
دیدگاههای
آندوره
درباره
پارلمانتاریسم
است.
۱.
پارلمانتاریسم
شکل نمایندگی
سیاسی
مختص نظام
سرمایه داری
است. تا انجا
که به پرنسیب
برمیگردد،
کمونیستهای
مارکسیست درنقد
خود از
پارلمانتاریسم،
و دمکراسی بورژوایی
بطورعموم،
نشان میدهند،
حق رای برای
انتخاب
ارگانهای
نمایندگی
دولت که به
همه شهروندان
درکلیه طبقات
اجتماعی اعطا
شده است،
کارکرد کل
ماشین دولتی
حکومت را، به
عنوان مدافع
منافع طبقه
مسلط سرمایه،
سلب نمیکند،
حتی مانع از
آن نیز نمیشود
که تا دولت،
به مثابه یک
ابزارتاریخی
طبقه سرمایه
داردرمبارزه
برعلیه
انقلاب
کارگری، خود
را سازمان
دهد.
۲.
کمونیستها
بطورقاطع
امکان پیروزی پرولتاریا
ازطریق کسب
اکثریت در
پارلمان،
بجای تسخیر
قدرت از کانال
مبارزه
مسلحانه
انقلابی را
طرد میکنند.
بدست گرفتن
قدرت سیاسی
توسط
پرولتاریا،
که نقطه آغاز
کار ساختن یک
اقتصاد
کمونیستی
است، به معنی
برچیدن فوری و
خشن ارگانهای
دمکراتیک است
که با
ارگانهای
قدرت کارگری،
شوراها،
جایگزین خواهد
شد. بدین شکل
با محروم شدن
طبقه
استثمارگر از
حقوق سیاسی،یعنی
سیستم
نمایندگی
(پارلمانتاریستی)
و حکومت
طبقاتی،
دیکتاتوری
پرولتاریا اجرا
خواهد شد. به
همین جهت
برچیدن
پارلمانتاریسم
یک هدف تاریخی
جنیش کمونیستی
است. بعلاوه قبل از
مالکیت
سرمایه داری و
حتی قبل از
برچیدن
دستگاه دولتی
حکومت و
بوروکراسی
آن، این
دمکراسی نمایندگی
که اولین فرم
جامعه
بورژوایی است
میبایست برچیده
شود.
۳. این
مسئله درباره
نهادهای
منطقه ای و یا
شهری (دستگاه
شهرداری) طبقه
سرمایه دارکه
بدروغ به
عنوان
اپوزیسیون
تشکیلات دولت
پنداشته
میشود نیز صدق
میکند. دراصل
ماهیت این دستگاهها
و دستگاه
دولتی طبقه
سرمایه دار
یکی است.
اینها
نیزمیبایست
توسط شوراهای
محلی
نمایندگان
کارگری
برچیده شوند. ۴.
درحالی که
دستگاههای
انحصاری،
نطامی و
امنیتی دولت
بورژوایی
عملیات مستقم را
برعلیه
انقلاب
کارگری
سازماندهی
میکند،
دمکراسی
نمایندگی ابزاردفاع
غیرمستقیی را
تشکیل میدهد که
ازطریق
انتشار توهم
درمیان توده
ها، که رهایی
شان ازطریق یک
پروسه صلح
آمیز
امکانپذیراست
و اینکه فرم دولت
کارگری نیر
میتواند
برپایه پارلمانتاریسم
با حق نمایندگی
اقلیت
بورژوایی استوارگردد،
فعالیت میکند.
نتیجه این
نفوذ
دمکراتیک
برتوده های
کارگر
فاسدشدن جنبش
سوسیالیستی انترناسیونال
دوم چه درعرصه
تثوریک و چه
درعرصه
پراتیک بوده
است.
۵. وظیفه
کمونیستها در
شرایط کنونی و
درفعالیت
برای تدارک
مادی و
ایدئولوژیک
انقلاب این
است که،
پرولتاریا را
پیش ازهمه از
توهمات و
پیشداوریهایی
که بوسیله
خیانت رهبران
قدیمی سوسیال
دمکرات
درمیان توده
ها و برای
منحرف کردن
پرولتاریا از
راه تاریخی اش
پخش میشود،
رها سازد. این
کار
درکشورهایی
که درآن رژیمهای
دمکراتیک به
مدت طولانی
حاکم واین
مسئله تبدیل
به عادت و
طرزفکر تودها
گشته و
دراعماق بینش
احزاب سنتی
سوسیال
دمکراسی نفوذ
کرده است از
اهمیت بزرگی
برخورداراست
و جزو مهمترین
مشکلات تدارک
انقلاب است. ۶. امکان
پروپاگاندا،
آژیتاسیون و
نقد ازطریق
شرکت در
انتخابات و
فعالیت
پارلمانتاریستی،
دردوره
ای که در جنبش
انترناسیونالستی
کارگری امکان
بدست گرفتن
قدرت در آینده
ای نزدیک
متصورنبود و
زمانی که
هنوزمسئله
تدارک مستقیم
برای واقعیت
بخشیدن به
دیکتاتوری
پرولتاریا
طرح نشده بود،
میتوانست
وجود داشته باشد.
و از سوی دیگر
درکشوری که
انقلاب
بورژوایی
مراحل تکاملی
خود را
میگذراند و
نهادهای
جدیدی را
بوجود
میاورد، دخالت
کمونیستی در
ارگانهای
نمایندگی
میتواند این
احتمال را
بوجود آورد که
با اعمال نفوذ
بر سیر وقایع،
انقلاب به
پیروزی برای
پرولتاریا
ختم شود. ۷.
دوره تاریخی
کنونی، با جنگ
جهانی ونتایج
آن برای نظم
اجتماعی
بورژوایی، با
انقلاب روسیه
که برای اولین
بار تصرف قدرت
توسط
پرولتاریا
تحقق یافت و
با تشکیل یک
انترناسیونال
جدید درمقابل
خیانتکاران
سوسیال
دمکرات،
گشایش یافت.
درعصرتاریخی
کنونی و درکشورهایی
که در آنها
رژیم های
دمکراتیک
درگذشته
دورشکل
گرفتند هیچ
امکانی برای
استفاده
ازپارلمانتاریسم
برای کار
انقلابی
کمونیستی
وجود ندارد، شفافیت
در
پروپاگاندا و
به همان
اندازه تدارک
موثردرمبارزه
نهایی برای
دیکتاتوری
پرولتاریا
طلب میکند تا
کمونیستها
آژیتاسیون
برای بایکوت
اتنخابات از
سوی کارگران
را، در پیش
گیرند.
۸. تحت شرایط
تاریخی ای که،
مسئله اصلی
جنبش، کسب
انقلابی قدرت
است، میبایست
کلیه فعالیتهای
سیاسی حزب
طبقه به این
هدف مستقیم
معطوف گردد.
ضروری است تا
این دروغ
بورژوازی را
که هردرگیریی
میان احزاب
سیاسی مخالف و
هر مبارزه ای
برای قدرت،
ضرورتا در
چهارچوب
قوانین بازی
دمکراتیک یعنی
انتخابات و
مناظرات
پارلمانتاریستی
جای میگیرد،
درهم شکست. ما
نمیتوانیم
این دروغ را
درهم بکوبیم بدون
انکه با
متدهای سنتی
ای مرزبندی
کنیم که،
کارگران را
فرامیخواند
تا دوشادوش
اعضاء طبقه
سرمایه دار در
انتخابات رای
دهند و سرانجام
درشرایطی
قرارگیرند که
درآن هیئت های
نمایندگی
پرولتاریا
برهمان پایه
پارلمانتاریستی
ظاهرشوند که
هیئت های
استثمارکنندگانشان
ظاهرمیشوند. ۹.
این ایده
خطرناک که،
کلیه اقدامات
سیاسی، متشکل
از انتخابات و
فعالیتهای پارلمانتاریستی
است، به شکل
وسیعی با
پراتیک اولتراپارلمانتاریستی
احزاب سنتی
سوسیالیستی،
گسترش یافته
است. از سوی
دیگر بی میلی
پرولتاریا
نسبت به این
پراتیک
خیانتکارانه
زمینه مناسبی
را برای
اشتباهات
سندیکالیستی
و آنارشیستی که
هرگونه ارزشی
را در اقدامات
پارلمانتاریستی
و نقش حزب نفی
میکنند،
فراهم آورده
است. به این
دلیل احزاب
کمونیست در
پروپاگاندای
خود، تا آنجا
که به راه
انقلابی
مارکسیسم
برمیگردد،
هرگز به
پیشرویهای
بزرگ دست
نخواهند یافت
اگربه مثابه
یک پایه درکار
برای
دیکتاتوری
پرولتاریا و
شوراهای
کارگری کلیه
باندهای
اتصال با
دستگاه
دمکراتیک
بورژوای قطع
نشوند.
۱۰.
باوجود کلیه
بیانات رسمی و
اظهارات
تئوریک، اهیمیت
بسیارزیادی
که در پراتیک به
کمپینهای
انتخاباتی و
نتایج اش داده
میشود، و این
حقیقت که، به
همین دلیل،حزب
باید بمدت
طولانی کلیه
وسائل و منابع
خود، عناصر
انقلابی، انتشارات
و همچنین
امکانات مالی
را صرف این
مسئله نماید،
به تقویت این
احساس یاری
میرساند که گویا
این آن
فعالییت
حقیقی و مرکزی
حزب برای رسیدن
به هدف
کمونیسم است.
از سوی دیگر
این مسئله به
کنارگذاشتن
کامل کار
انقلابی و
سازماندهی آن
منتهی میشود.
و به تشکیلات
حزبی
کاراکترفنی
میبخشد که
کاملا برخلاف
نیازهای
کارانقلابی
چه به شکل
علنی و
غیرعلنی است. ۱۱. برای
احزابی که با
قعطنامه
اکثریت به
انترناسیونال
سوم پیوستند،
تن دادن به
ادامه
فعالیتهای
انتخاباتی،
ضرورت پالایش
ازعناصر
سوسیال
دمکرات را با
مانع روبرو
خواهد ساخت.
مسئله ای که
بدون آن
انترناسیونال
سوم در ایفای
نقش تاریخی اش
موفق نخواهد
شد. و بدین
ترتیب
انترناسیونال
سوم دیگر
نخواهد
توانست به مثابه
یک ارتش
یکپارچه وبا
ادیسیپلین برای
انقلاب جهانی
باقی بماند.
۱۲. ماهیت
مباحثاتی که
صحنه شان
پارلمان و سایر
ارگانهای
دمکراتیک است،
هرفرصتی را
برای گذر از،نقد
سیاست احزاب
مقابل، به
پروپاگاند
برعلیه خود
اصول
پارلمانتاریستی
و حرکتی که ازقوانین
پارلمانتاریستی
فراتررود،
غیرممکن
میسازد ـ
دقیقا
همانگونه که
داشتن این حق
را، که بگوییم
ما هیچیک
ازتشریفات
مرسوم فرایند انتخابات
را
نمیپذیریم، امکانپذیرنیست.
پیشروی در
هنرشمشیربازی
پارلمانتاریستی
همواره
به مهارت
دربکارگری
سلاح مشترکی
از
پرنسیبهایی را
که نهادها
برآن بنا شده
اند ودر،
بکارگرفتن
شعبده بازیهای
فرایند
پارلمانتاریستی،
بستگی دارد –
دقیفا
همانطور که
پیشروی در
کمپین
انتخاباتی
همواره تنها
از روی تعداد
رای ها یا
تعداد کرسی
های بدست آمده
تعیین میشود.
هرگونه
تلاشی از سوی
احزاب
کمونیست که
بخواهد به
پراتیک
پارلمانتاریستی
کاراکتر
کاملا دیگری ببخشد،
باهمه انرژیی
که در این
کارعبث و بیهوده
مصرف میشود،
با عدم موفقیت
مواجه خواهد
شد. این
درشرایطی است
که مسئله انقلاب
کمونیستی به
این انرژی
درقلمرو حمله مستقیم
به نظام
استثمارسرمایه
داری
نیازفوری
دارد.