جامعه اسلامی کارگران، خانه‌کارگر و جنبش سندیکايی

سه بديل جناح‌های نظام اسلامی سرمايه هستند.

 

جامعه اسلامی کار و خانه کارگر، بديل جناح‌های راست و ميانه‌  نظام اسلامی

عروج احمدی نژاد به سکوی رياست جمهوری، توازن قوای سابق ميان جناح‌های حکومت اسلامی را درهم ریخت. دولت احمدی نژاد میکوشد تا اهرم‌های بجای مانده دردست جناح‌های قدرتمند سابق را يکی پس از ديگری تصرف کند. افزون برآن، اين دولت ميخواهد تغييراتی در قانون کار فعلی صورت دهد. خبرگزاری مهر در تاريخ نهم آذر در  مطلبی تحت عنوان «قانون کار اصلاح میشود»  به برنامه‌های دولت جديد برای «توسعه اقتصادی و رفاه» پرداخت. همچنين روزنامه دنیاي اقتصاد، به تاريخ شانزده آذر ماه، به نقل از مسئولان سازمان مديريت و برنامه ريزی اعلام کرد: « سازمان مديريت و برنامه ريزی طی گزارشی دوازده سياست دولت را برای تنظيم بازار کار در چارچوب برناه چهارم توسعه اعلام کرد. اصلاح قوانين و مقررات ناظر بر بازار کار جزء اولين سياست‌های دولت برای تنظيم بازار کار است.»

جهرمی، وزير کار دولت احمدی‌ نژاد، با آگاهی بر اقدامات خانه کارگر، در سوار شدن بر موج اعتراض کارگران قراردادی اعلام کرد که: « ما .... عزم جدی داريم که مشکل کارگران قرارداد موقت را حل کنيم.»

درادامه این تنش‌ها، افشای يک مورد از دستبردهای قانونی خانه کارگر بر دسترنج کارگران، موجب بروز بحران جدی در صف نهادهای خانه کارگر شد.  خبرگزاری مهر، در اوایل آذرماه امسال، درگزارشی عليه خانه کارگر نوشت که: « خانه کارگر در طول بیست‌وپنج سال گذشته با حاکميت در وزارت کارو برخی اتحاديه‌های کارگری توانسته به رانت خواری از بودجه‌های کارگری بپردازد، پيش از اين وزارت کار توزيع بن‌های کارگری را به خانه کارگر سپرده بود و اين حزب سياسی در ازای اين کار، ده‌درصد بهای بن‌های کارگری را به ميزان چهارميليارد و ششصد تومان به صورت سالانه از وزارت کار دريافت می‌کرد.»

خبرگزاری مهر، به نقل از «يک منبع آگاه کارگری» موارد ديگری از چپاول مالی خانه کارگر و بکارگيری آن برای پيشبرد مقاصد سياسی‌اش را افشا نموده و نوشت که:

« اکنون که دولت جديد مستقر شده، حاکميت بيست‌پنج ساله خانه کارگر بر وزارت کار خاتمه يافته، اما اين حزب سياسی برای تداوم رانت خواری خود، بنا ندارد دست از اتحاديه‌های کارگری بکشد و برهمين اساس است که در انتخابات اخير شوراهای عالی کار سراسر کشور دست به تخلفات متعددی زد. به همين جهت در انتخابات مذکور که بر اساس قانون کار بايستی با حضور ناظر قانونی نمايندگان وزارت کار برگزار شود، بدون اطلاع  و حضور اين ناظر در اواخر ماه گذشته، بيست‌وپنج آبان سال 84 برگزار شد. اتحاديه اسکان که تحت سيطره خانه کارگر قرار دارد، برای جلب آرای برخی کانون‌های استانی، مبلغ بيست‌ميلیون ريال به برخی کانون‌ها در روزهای منتهی به انتخابات شوراهای عالی کار کمک مالی نمود.»

در پی اين افشاگری جناح راست، عليه «فعاليت‌های حزب سياسی» خانه کارگر، موجی از اعتراض، در ميان شوراهای اسلامی کار استان تهران شکل گرفت. کانون شوراهای اسلامی کار استان تهران، با صدور اطلاعيه‌ای انتخابات شوراهای اسلامی کار را غير قانونی خواند و اقدامات خانه کارگر را بدليل « پايمال شدن حقوق کارگران بدليل گرايشات سياسی، مورد حمله قرار داد.

خانه کارگر با دست زدن به قدرت‌نمايی و توان بسيج «اعتراضات کارگری» و براه انداختن تعدادی حرکت فرمايشی در صنايع کوشيد به تعرض جناح احمدی نژاد پاسخ دهد. ايلنا نيز در بيست‌‌وهفتم آذر ماه به کارگران ياد آور شد که «تشکيلات کارگری روزهای دشواری را پيش رو دارد که تنها با اتکا بر نيروی عظيم کارگری» ميتواند از عهده آن برآید. 

در چنين شرايطی است که جدال وزارت کار و خانه کارگر، به يک بحران تمام عيار نهادهای کارگری سابق تبديل شده است. بديل جناح راست، سازمان دادن نهادی‌های صنفی کارگری برای از ميدان بدر کردن تشکيلات کارگری وابسته به باند رفسنجانی است.

تاکيد بر لزوم جدايی «اتحاديه کارگری» از حزب سياسی، اهرم دوسری شده است که خانه کارگر را نه بعنوان «تشکل کارگری ، بلکه بعنوان تشکل سياسی» هر سو تحت فشار قرار داده است.  حتی وزير کار سابق، سرحدی‌زاده نيز، با ايجاد حزب کار خود، ميکوشد تا «تشکل‌های کارگری مستقل» را زير پوشش حزب خود قرار دهد. افزون بر آن، بخش قابل توجهی از «فعالين کارگری» هوادار احزاب چپ سابق ايران نيز از همين زاويه، يعنی سياسی بودن خانه کارگر، آنرا تحت حمله قرار داده‌اند. نکته اصلی اينست که نهادهای کارگری سرمايه‌داری جهانی، سازمان جهانی کار و اتحاديه‌های دولتی اروپا، سرمايه‌گذاری وسيعی برای ايجاد تشکل‌های مستقل صنفی کرده‌اند. صندوق بين‌المللی پول نيز از پروژه ايجاد تشکل‌های صنفی غير دولتی، حمايت ميکند. بديده کارشناسان سرمايه داری، سازماندهی کارگران در اتحاديه‌های صنفی که بناچار تحت رهبری احزاب سرمايه قرار ميگيرند، موتر‌ترين ابزار در کنترل مبارزه طبقاتی و پيشگيری از انقلابات قهرآميز است.

 

جنبش سنديکایی و تشکل‌ مستقل کارگری، بديل اصلاح‌طلبان و جناح چپ سرمايه

با شکست انتخاباتی اصلاح طلبان حکومتی ، جنبش اصلاحات نظام اسلامی، دستخوش تشتت سياسی چشمگيری شد. بخش قابل توجهی از اصلاح طلبان، این حقيقت را دريافتند که با فرستادن « آخوندهای راديکال» به جلو صحنه، نميتوان سخن از اصلاحات نظام اسلامی راند. بديده اينان، خاتمی، «بزرگترين فرصت تاريخی» برای اصلاح نظام اسلامی را به باد داد. درس‌هايی که اينان از شکست جبهه دوم خرداد گرفته‌اند دريک شعار خلاصه گشته‌ است: «عبور از خاتمی».  عبور از خاتمی، يعنی پشت سر گذاشتن، تاکتيک فشار از پايین توسط جنبش دانشجويی و چانه زنی در بالا. عبور از خاتمی يعنی، تعيين تاکتيک و استراتژی دراز مدت برای ايجاد يک تحزب پايدار، ميان جناحهای بوژوازی ايران.  عبور از خاتمی يعنی تلاش جهت نهادينه ساختن جنبش اصلاحات و مبدل کارکردن طبقه کارگر به پايگاه اجتماعی آن. و سرانجام عبور از خاتمی يعنی رويکرد، اصلاح‌طلبان راديکال، به طبقات اصلی جامعه برای سازمان دادن آنان.

در چنين شرایطی، کانون‌های سابق بحران جناح‌ها، يعنی مساجد و دانشگاه‌ها، به مراکز صنعت و کار رانده ميشود. اين واقعه در شرایطی بوقوع می‌پیوندد که، جنبش کارگری بدليل يکدهه عقب نشينی و تحمل فلاکت بی‌سابقه، فاقد صف مستقل برای ابراز وجود سياسی اجتماعی است.

 

جنبش سنديکايی کنونی، حاصل يکدهه تلاش اصلاح‌طلبان برای بکارگيری تجارب طبقه سرمايه‌دار جهت کنترل مبارزات کارگری می‌باشد. فعالين سنديکایی جنبش کنونی، در بهترين حالت، پيشتازان، دمکراسی خواهی اصلاح طلبان «راديکال» درميان طبقه کارگر هستند. احزاب اصلاح طلب و چپ ميکوشند تا بر این حقيقت پرده افکنند.  همه اينان بر اين حقيقت واقفند که ظهور قارچ گونه  «کميته‌ها» و «سنديکاهای کارگری»، طی دو سال گذشته، نه محصول پيشروی و سازمانيابی اعتراضات کارگری، بلکه بازتاب شکست و تشتت در صف  اصلاح‌طلبان و سرانجام محصول تنش جناح‌ها در بالا بوده است.

فعالين سنديکا‌يی کنونی، فعالين يک جنبش سياسی معين، بر عليه طبقه کارگر هستند. جنبش سياسی که هدف آن تبدیل کردن اعتراضات طبقه کارگر به ابزاری برای ايجاد اصلاحات در نظام جمهوری اسلامی می‌باشد. شکی نيست که به محض اعتلای مبارز طبقاتی و با ابراز وجود اولين اعتراضات مستقل طبقاتی، سنديکاهای «مبارز» کنونی، در نقش پليس کارگری به سرکوب این اعتراضات خواهند پرداخت.  اين جنبش که حمايت  سازمان‌های کارگری سرمايه‌داری جهانی و  احزاب چپ سرمايه را بدنبال دارد، حتی همين امروز نيز  تمام کوشش خود را برای کنترل اعتراضات کارگری در چارچوب «نظم سنديکايی» و «عدم خشونت»  بکار ميگيرد. 

احزاب جناح چپ سرمايه نيز  با تمام قوا در حال اثبات شايستگی  خود برای حضور در سيستم سياسی نظام موجود هستند.  اينان تمام توان خود را جهت همراه شدن با   کارناوال «تشکل‌های مستقل کارگری» بکار گرفته‌اند.  کمونيست‌های قلابی، يعنی مدافعان سابق خمينی‌ها و خلخالی‌ها، ميکوشند تا جای پايی در جنگ قدرت جناح‌ها برای خود بيابند. اينان همانقدر مدافع کارگر هستند که خانه کارگر و جبهه مشارکت مدفع کارگران هستند.

بسوی بديل طبقاتی کارگران،  محافل مخفی کارگری وهيات‌های نمايندگان

کارگران!‌ کمونيست‌های انترناسيوناليست، شما را فرا ميخوانند تا اعتراضات کارگری را بزير مواضع و شعارهای اين سنت انقلابی سازمان دهيد.   

جنبش سنديکایی فعلی، جنبشی است که توسط جناح‌هاي سرمايه‌داران سازمان داده شده است. در مقابل آلترناتيو اصلاح‌طلبان حکومتی، يعنی سندیکاها،  آلترنايتو واقعی خودتان، هيات نمايندگان مستقل، را قرار دهيد.  

شما خود می‌بينيد که چگونه حتی سرکوبگران خانه کارگر نيز ميکوشند از مضحکه  «جنبش صنفی» عقب نمانند. شما خود ديده يا شنيده‌اید که چگونه ماموران اعزامی خانه کارگر، به  کارخانجات و صنايع رفته و از کارگران ميخواهد تا برای «يک اعتراض دو ساعته در مقابل انتظامات» تجمع کنند. شما خود می‌بينید که چگونه، تصاوير چنين تجمعات فرمايشی، در صفحه اول مطبوعات مزدبگير، بعنوان اعتراضات مستقل صنفی، نقش می‌بندد. همه جناح‌های سرمايه، بر غير طبقاتی بودن حرکات گروههای متعدد کارگری، سرمايه‌گذاری کرده‌‌اند. وحشت اينان از مبارزه کارگران به مثابه يک طبقه است. وحشت اينان از مبارزه مستقل طبقاتی است. مبارزه‌ای که بناچار مبارزه‌ای عليه  کليت جناح‌ها و احزاب‌شان است. آنان که شما را فرا ميخوانند تا، «تشکلات صنوف» بسازيد، هدفشان قرار دادن گروههای پراکنده کارگری در مقابل کليت طبقه کارگر و حرکت طبقاتی شما است. پيشروان واقعی چنين تشکلهای «صنفی» سياست‌بازان نظام بردگی مزدی هستند. اينان نيک ميدانند که هر حرکت بواقع مستقل کارگری به اعتراض طبقاتی، یعنی اعتراض طبقه کارگر به طبقه حاکم و نهاد‌های سياسی آن بدل ميشود. هدف سنديکاهای اينان نيز ممانعت از همين اعتراض مستقل طبقاتی است.

 تنها و تنها به نيروی خود تکيه کرده و هيچ دفتر و دستکی را برسميت نشناسيد. مبارزات خود را با تکيه بر نيروی خود سازمان داده و خواست‌هايتان را از طريق انتخاب هيات نمايندگان در تجمع کارگری پيش بريد. پيشروی مبارزه مستقل شما به گسترش اعتراضات مستقل کارگری و سرانجام به تشکيل کميته‌های اعتصاب و شوراهای کارگری منتهی خواهد شد. تنها تبديل مبارزات پراکنده به مبارزه‌ای منسجم و طبقاتی است که میتواند نقطه پايانی بر حيات ننگين نظام اسلامی و جناح‌های آن نهد.  

 

کارگران مبارز! انتخاب نمايندگان قابل عزل توسط گردهمايی عمومی، متناسب با شرایط جامعه، موثرترين سلاح شما علیه ترفندهای جناح‌های طبقه حاکم است. باندهای کارگری وابسته به جناح‌های نظام اسلامی، بويژه اصلاح طلبان، را به حال خود رها کنید تا به جان يکديگر بيافتند.  تاکتيک اصلاح طلبان، راه انداختن بحث‌‌های فريبنده، برای کشاندن شما بسوی  دامچاله،  فعاليت علنی و قانونی، تحت وحشی‌ترين حکومت سرمايه است.  با ايجاد محافل مخفی کارگری برای سازمان دادن هيات‌های منتخب کارگری، تعرض جناح‌های سرمايه، عليه جنبش  کارگری را عقب برانيد.  

بيستم دی ماه1384

تشکيلات کارگران انترناسيونالیست